آمدم تا ببینی چه از این دل مانده است چه از این کشتی پهلو زده در گل مانده است دوباره آمدم اما اینبار نه با اشکهای شبانه ام که با زبانی از جنس سادگی ، دلتنگی و انتظار با زبان ساده عشق آمدم بعد از اینکه تمام غم نوشته های اشکهای شبانه ام در چشم بر هم زدنی از بین رفت توبه کردم که دیگر هرگز ننویسم و مدتی هم بر سر عهدم ماندم اما چه کنم که عاشق نوشتن هستم و البته توبه شکن و اینبار توبه کردم دگر توبه ی بیجا نکنم جالا آمده ام تا دوباره شروع کنم از نو ، از اول! و آنقدر شکست خوردن را تجربه می کنم تا راه شکست دادن را بیاموزم
+ حرف دل در2009/8/10ساعت 9:21 توسط آلبرت |

+ حرف دل در2009/4/15ساعت 23:5 توسط آلبرت

+ حرف دل در2008/9/24ساعت 19:56 توسط آلبرت |
پرسید چقدر مرا دوست داری ؟ سکوتی کردم چند لحظه به چشمهایش خیره شدم ، گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقم ، عاشق یک عاشق واقعی ، عاشق تو.... عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری میکند ، به عشق این لحظه های انتظار دوستت دارم.... به اندازه تمام لحظه های زندگی ام تا آخر عمرم عاشقم ! به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم ، دوستت دارم ! به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو در زیر باران قدم میزنم عاشق بارانم به عشق آمدن باران و به اندازه تمام قطره های باران دوستت دارم ! به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره میشوم ، به اندازه تمام ستاره های آسمان دوستت دارم! به عشق دیدنت بی قرارم ، حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم،به اندازه تمام لحظه های بیقراری و دلتنگی دوستت دارم ... من که عاشق چشمهایت هستم ، عاشق گرفتن دستهای مهربانت هستم ، به عشق نگاه به آن چشمهای زیبایت دوستت دارم.. لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است ، آنگاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفسگیر است ! به شیرینی لحظه های عاشقی دوستت دارم ! من که تنها تو را دارم ، از تمام دار دنیا تنها تو را میخواهم ، تو تنها آرزویم هستی به اندازه تمام آرزوهایم که تنها تویی ، به اندازه دنیا که میخواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی ، به اندازه همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو ای عشق من ، ای بهترینم به عشق همه این عشقها دوستت دارم ! پرسیدم به جواب این سوال رسیدی؟ اینبار او سکوت کرد و اینبار او با چشمهای خیسش به چشمهایم خیره شد! اشکهایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه همچنان ادامه داشت و باز گفتم : به اندازه وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست دوستت دارم!
دوستت دارم ا...جان
+ حرف دل در2008/9/19ساعت 7:50 توسط آلبرت |
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
راهی نروم که بیراه باشد
هر چی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
همه چیز بر وفق مراد است و خوب
تنها،تنها،تنها دل ما دل نیست![]()
دیگر چیزی نخواهم گفت
فقط انتظار خواهم کشید
+ حرف دل در2008/9/9ساعت 18:31 توسط آلبرت |
اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد * * * فرقي نمي کند گودال آب کوچکي باشي يا درياي بيکران… زلال که باشي، آسمان در توست * * * بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوش بو ميكند
+ حرف دل در2008/9/7ساعت 20:58 توسط آلبرت
من هنوز عاشقم من هنوز وفادارم من برای بغض صدای تو دلتنگم و برای چشم های تو میمیرم دوستت دارم ا...جان ![]()
![]()
+ حرف دل در2008/9/5ساعت 6:2 توسط آلبرت
دلا شبها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی
ناله سر کن ناله سر کن
خبر از درد بی دردی نداری
خبر از درد بی دردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی ست
بمیر ای دل که مرگت زندگانی ست
نمی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد ، عشق ورزد ، اشک ریزد
مباد آن دم که چنگ نغمه سازد
زدستی بر نینگیزد نوایی
مباد آن دم که او دل تارو پودم
نسوزد در هوای آشنایی
بنال ای دل که رنجت شادمانی ست
بمیر ای دل که مرگت زندگانی ست![]()
+ حرف دل در2008/9/2ساعت 20:31 توسط آلبرت |
زینگونه ام ، زینگونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش یارااااا کز جان شکیب هست و زجانان شکیب نیست گم گشته دیار محبت کجا رود نام حبیب هستو نشان حبیب نیست عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست
+ حرف دل در2008/8/31ساعت 7:27 توسط آلبرت |
همیشه گریه نشانه ضعف نیست. نشانه یک بخشش است، گاهی یک فداکاری، گاهی یک ظلم و گاهی هم نمایانگرعظمت یک عشق عاشقتم ا...جان ![]()
![]()
+ حرف دل در2008/8/27ساعت 2:19 توسط آلبرت
وقتي که به دنيا آمدم در گوشم اذان خواندند
و هم اکنون که از دنيا ميرم برايم نماز ميخوانند
زندگي بسيار کوتاه است به فاصله اذان تا شروع نماز
پس تو این فاصله کوتاه دستم را بگیر
دوستت دارم ا...جان![]()
![]()
+ حرف دل در2008/8/20ساعت 2:5 توسط آلبرت |
سلام بر مهدی ( عج ) تولد فرزند پیامبر ، امام عصر را به همه دوستداران و منتظران آن حضرت تبریک عرض می کنم گر پرده ز رخ باز نماید از خلق جهان دل برباید ![]()
![]()
![]()
مهدی ![]()
![]()
![]()
مهدی ![]()
![]()
+ حرف دل در2008/8/16ساعت 3:37 توسط آلبرت |
زنده را تا زنده است، بايد به فريادش رسيد
ورنه بر سنگ مزارش، آب پاشيدن چه سود؟
+ حرف دل در2008/8/12ساعت 18:18 توسط آلبرت
كاهش جان من اين شعر من است .
آرزو مي كردم،
كه تو خواننده شعرم باشي .
- راستي شعر مرا مي خواني ؟ -
نه، دريغا، هرگز،
باورم نيست كه خواننده شعرم باشي .
- كاشكي شعر مرا مي خواندي
...*****
گاه مي انديشم،
خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد ؟
آن زمان كه خبر مرگ مرا
از كسي مي شنوي، روي تو را
كاشكي مي ديدم .
شانه بالا زدنت را،
- بي قيد -
و تكان دادن دستت كه،
- مهم نيست زياد -
و تكان دادن سر را كه،
- عجيب ! عاقبت مرد ؟
- افسوس !
- كاشكي مي ديدم !
من به خود مي گويم :
« چه كسي باور كرد
« جنگل جان مرا
« آتش عشق تو خاكستر كرد ؟
*****
سينه ام آينه اي ست،
با غباري از غم .
تو به لبخندي از اين آينه بزداي غبار .
دوستت دارم ا... جان
![]()
![]()
![]()
+ حرف دل در2008/8/11ساعت 6:52 توسط آلبرت |
ای آنکه بجز تو هوایی به سرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
+ حرف دل در2008/8/10ساعت 7:35 توسط آلبرت